قدرت فکر

کتاب قدرت فکر ژوزف مورفی

من بارها شاهد اعجازهای شگفت انگیز در زندگی مردان و زنان بی شماری بوده ام :

 ادم هایی که در اثر حادثه ای یکباره تار و پود حیاتشان نزدیک بود ازهم گسسته شود اما به نیروی اراده وقدرت فکر توانستند مشکلی که سره راهشان قد علم کرده بود ، از میان بردارند و از مخمصه رهایی یابند.

من در این وبلاگ حاصل تجارب و چکیده ی مطالعات و دیده ها و شنیده های خود را به خوانندگان گرامی عرضه میکنم تا بتوانند با به کارگیری روش هایی ساده وعلمی از تنگناهای زندگی به در آیند و با ناملایمات مبارزه کنند و با چیرگی بر مشکلات (شکلات) و موانع سرنوشت ساز ، خود را تغییر دهند.

"میدان دادن به نیروی باطن" :

همه  مردم خواهان یک زندگی شاد و سعادتمند هستند و سرشار از آسایش و آرامش می باشند . از الان برای از بین بردن مشکلاتی که در زندگیتان دارید ابتدا برنامه ریزی کنید و در هماهنگ ساختن خود با خانواده ای که در آن به سر می برید ، آغاز کنید . مطالب این وبلاگ را با دقت دنبال کنید ، آنگاه در خواهید یافت که مقصود از نیروی درون و ضمیر باطن کدام است و چگونه می توان از عقل و خرد و منبع نهانی که در وجود شخص نهفته بهره گرفت و از تکنیک های ساده ای که امکان تحت تاثیر قرار دادن ضمیر باطن را میسر می سازد ، استفاده نمود؟ پس از این روش ساده علمی برای دسترسی به گنجینه باطن خود بهره گیری نمایید . این وبلاگ را با جدیت و عشق و علاقه دنبال کنید تا ثمرات و نتایج شگرف آن را آشکارا ببینید. 

"چه رازی در دعا نهفته است؟" :

آیا از ته دل دعاکردن را می دانید؟ در طول روز چه وقتی را صرف دعا و عبادت میکنید؟ بیگمان هرکس که ایمان و اعتقادی دارد در مواقع خطر و هنگانم گرفتاری و بیماری و یا در وقت مرگ دست به دعا برمی دارد. دعایی می کنیم تا خطر را از خویش دورسازیم و غالبا دسته جمعی هم دعا می کنیم تا مصایب و بلایای طبیعی مثل زلزله  ِ سیل  ِ توفان و خشکسالی بر زندگی مان نتازند و یا یا معدنچیانی که در اعماق معدنی محبوس شده اند از مرگ جان سالم بدر ببرند . شگف آن است که اینان نیز بعد از نجات خود اظهار میدارند که در آن بحبوحه که از زندگی خویش قطع امید کرده بودند دست به دعا برداشته بودند. ویا خلبانی که دوچار نقص فنی شدهو سالم بر زمین مینشیند مدعی می شوند که تنها دعای او بوده که او را از آن وضعیت وخیم رهانیده است .

به هرحال آنچه در این وبلاگ از آن گفت و گو می شود رهنمودهایی ساده و عملی است که می توان آنها را در زندگی روزمره به کار بست . لکن در این جا سوال ژیش می آید که بین دعاکردن و بهره گیری از نیروی باطن هر شخصی چه رابطه ای می تواند وجود داشته باشد؟ ژاسخ این است که معمولا ضمیر باطن به تصویر ذهنی یا به عبارت دیگر به اندیشه ای که در ذهن جای گرفته جواب می دهد . اصل ایمان و اعتقاد در تمامی مذاهب جهان یکسان می باشد که از نظر روانشناسی نیز این امر مورد تایید قرار گرفته است . فرد مومن خواه مسیحی  ِ بودایی  یا یهودی یا مسلمان از این رو دست به دعا برمی دارد که ایمان به اجابت آن دارد و همین اعتقاد است که گاه کار را به اعجاز می کشاند و گره هفت بند مشکل اورا باز می نماید . قانون زندگی همان قانون ایمان است وبه زبان ساده تر شکل گرفتن اندیشه در مغز است . فردی  که می اندیشد و احساس می کند و بدان معتقد می شوند در ذهن خود عناصر و موادی را قالب ریزی می کند . انگاه جلوه ی باطنی افکار وی به گونه های متفاوتی بروز می کند و ثمره ی ایمان و اعتقادش دز رفتارش متجلی می گردد و به این ترتیب دعای شخص زمانی مستجاب می شود که آرزوی آن را در قلب خود نشانده باشد .

  

+ نوشته شده در  یکشنبه 30 مهر1391ساعت 3:19 PM  توسط سید عباس موسوی  | 

بی مقدمه

 ای نسخه ی نامه الهی که تویی                      ای اینه ی جمال شاهی که تویی     

بیرون زتو نیست هرچه درعالم هست              ازخود بطلب هرانچه خواهی که تویی     

سلام

سلام خدمت شما دوست عزیز

به وبلاگ من خوش اومدین . این وبلاگ دوست داره شمارو با قدرت خارق العاده ی فکر بشریت آشناکنه

دوست دارم که همه ی مردم ایران بتونن اعتماد بنفس خودشون رو توی همه ی مراحل زندگیشون حفظ کنن وهمیشه راه درست رو با انتخاب صحیح و طبق سلیقه ی زندگی ناخودآگاه خودشون بسازن.

من سعی دارم مطالبی از کتاب قدرت فکر نوشته ی دکتر ژوزف مورفی رو روی وبلاگم برای شما بزارم تا نکات مهم این کتاب رو بدونین و توی زندگیتون ازش استفاده کنید....

+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1391ساعت 3:23 PM  توسط سید عباس موسوی  | 

آیا پاسخ این سوالات را می دانید؟

 

چرا فلان شخص شاد و با روحیه و دیگری غمگین و مایوس است؟؟؟

چرا فلانی در رفاه و اسایش است ولی دیگری دستش از همه جا کوتاه و اهی در بساط  ندارد؟

چرا بعضی ها دست به هرکاری میزنند موفق می شوندولی برخی جزشکست نصیبی نمیبرند؟ 

چرا یک نفر در خانه اش زندگی راحتی دارد اما دیگری پر دغدغه است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1391ساعت 3:21 PM  توسط سید عباس موسوی  | 

جبران خلیل جبران

  • چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستیدست به دعا برداری ...
  • هر جوانی در بهار زندگیش عشقی دارد که در هنگام غفلتش به سراغ او می آید و به تنهایی اش معنایی شاعرانه می دهد و وحشت روزهایش را مانوس و سکوت شب هایش را آمیخته با آهنگ می سازد. چه خوب  و زیباست که هنگام جاری شدن عشق درون تک تک سلول های قلبمان آن را به درستی حفظ کنیم و به سادگی از دست ندهیم ... 
  • سوال های خود را متفکرانه و عمیق بپرسید. تمام کسانی که بسیار خوب ارتباط برقرار می کنند این تفکیک را می دانند و اغلب از آن استفاده می کنند. فقط زمانی صحبتتان را ادامه بدهبد که گوینده آنچه را که گفته اید و منظور واقعی وی بوده ، تصدیق کند . این کار را به وسیله ی پرسیدن سوالاتی دیگر یا اظهار نظر درباره سخنانی که گفته ، ادامه دهد.
  • وقتی عادت ها آموخته می شوند ،  قدرت محرکه ای از خود ایجاد می کنندو واکنش های شما را به حوادث دنیایتان کنترل می نمایند. عادت زمانی شکل می گیرد که دیگر ازبین نمی رود . تنها می توان جای آن را بایک عادت جدیدتر و بهتر عوض کرد. ما ابتدا عادت هایمان را شکل می دهیم سپس این عادت ها رفتارها را مشخص می کنند. 
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 مهر1391ساعت 2:51 PM  توسط سید عباس موسوی  | 

؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 14 آذر1391ساعت 2:27 PM  توسط سید عباس موسوی  | 

جدول موفقیت

 

                                                                   

« زبان تند مزاجانه ... »

« زبانم خون سردانه ... »

 ۱) سعی می کنم...  انجامش می دهم...
 ۲) همنطور هست که هست...  بیایید چاره ای بیندیشیم...
 ۳) باید این کار را بکنم...  ترجیح می دهم این کارا بکنم...
 ۴) نمی توانم...  باید یک راهی باشد...
 ۵) چرا این بلا سرم آمد؟...  چگونه میتوانم درستش کنم؟...
 ۶) روزم را خراب کردی...  من نمیگذارم روزم را خراب کنی...
 ۷) من از تحول میترسم...  آماده ام برای تحولی بزرگ...
 ۸) من همیشه بدشانس و بدبختم...  هرچه صلاح خداباشد رخ می دهد...

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 آبان1391ساعت 2:11 PM  توسط سید عباس موسوی  | 

دفترچه تکنولوژی فکر برگرفته از سخنرانی های دکتر آزمندیان

 آدم های ناکام :

  • نشانه آدم ناکام گفتن چرا؟ در مسایل روزمره زندگی است.
  • تعریف کردن اتفاقاتی ناخوشایند و بدبختی های زندگی.
  • نگاه نکردن به آنچه که دارد و زیبایی هایی که می تواند ببیند و نمیبیند.

 نقطه مقابا ادم های ناکام « فرد موفق » :

  • واژه ی چگونه؟ را درمسایل زندگی به کار می برند.
  • از مسایل زیبای زندگی سخن می گویند.
  • آینده نگر و امیدوار.
  • آرزوهای بزرگ دارد و می داند که می تواند آن را برآورده کند.
  • از همه مهم تر عاشق و با اعتماد به نفس هستند.

 اندیشه و باور :

  • اندیشه آخرین حاصل و دست آورد بشر در این دنیاست.
  • اندیشه به عمل محقق می شود و آن بدست آوردنی است.
  • انسان توسط اندیشه ی خود زندگی اش را به حاصل میرساند.
  • اندیشه  =  کیفیت زندگی انسان
  • فکر انسان از نظام باور انسان ژیروی می کند.
  • اعتماد بنفس  =  باور از خود
  • همان گونه که باور داریم می اندیشیم
  • باور یک انیان مانند یک ساختمان که هر اجرش یک باور از او میسازد.
  • توانمندی از اندیشه می آید و اندیشه از باورهای انسان.
  • فرق بین انسان ها در نظام باورهایشان است.
  • باور است که عشق را می سازد.
  • فقط باور نیست که می گوید چگونه بیندیشی!! بلکه روحیه ی تو است که کمک می کند که خوب بیندیشی.
  • باور  +  روحیه  =   تفکر
  • ژرنده ی اندیشه ۲ بال دارد که یکی از آن باور و دیگری روحیه است.

  شروع صبحی زیبا با افکار زیبا :

  • چگونه می توانم امروز را به عالی ترین روز زندگی خود تبدیل کنم؟
  • اندیشه های امروز من فردا را برایم میسازد و من باید امروز چه کنم؟
  • امروز یکی از بهترین روز های من است.
  • امروز من باید کارهای خارق العاده ای بکنم.
  • امروز من مثل دیروز نیست بلکه بهتر از آن است.
  • امروز را میسازم تا فردایی بهتر داشته باشم.
  • من در کار هایم موفق هستم چون خود را باور دارم.

 ضمیر ناخود آگاه :

  • ضمیرناخودآگاه سازنده ی ۲بال پرنده ی اندیشه ی انسان هاست.
  • ضمیرناخودآگاه عامل تغییر دهنده ی هر انسان است.
  • مهم ترین باور از زندگی باور از خدا است.
  • ضمیر ناخودآگاه مانند بچه ای خردسال است که هر چه به آن بگویی به تحقق میرساند.
  • انچه که باور کنی میبینی.
  • هر فکری فرمانی به ضمیر ناخودآگاه است.
  • دو تعبیر از ضمیر ناخودآگاه : ۱- یک کودک ۴-۵ ساله که بسیار ساده است ولی قدرتی اتم گونه دارد. ۲- دفتر نمایندگی قدرت خدا است در وجود تو.
  • ** افعال ضمیر ناخودآگاه : ۱- روحیه می سازد ۲ـ باور می سازد ۳ـ بدن تو را فرماندهی می کند ۴ـ انجام اختیارات تو با استفاده از شعور بی نهایت جهان.
  • به اذن خدا هر آنچه بیندیشی خلق می کنی.
  • روحیه دو نقطه دارد که یکی امید و نقطه ی مقابل آن یاس است.

 تحول :

  • انسان موفق همیشه ارتباط برقرار می کند.
  • ارتباط نیاز به اعتماد بنفس و باور انسان دارد.
  • انسانس به دست آوردی می رسی که رویایی داشته باشد و آن رویا یک هدف است.
  • انسان با هدف همیشه می گوید : چگونه؟
  • اساس تکنولوژی فکر این است که خودت آرامش را به وجود آوری و منتظر کسی نباشی.
  • تحولت را همیشه باور کن.
  • آنچه گذشت یک تاریخ است . آینده نامعلوم و حال هدیه ای از جانب خداوند متعال است.
  • خودت را فرد جدیدی ببین و احساسش کن.
  • به خود بگو که من آماده ام برای تحولی بزرگ.

 چگونه این تحول را به وجود بیاورم؟ :

  • ابزار این تحول فکر است . فکری که آزادانه پرواز می کند.
  • اولین قدم : رهایی پرنده ی اندیشه ی خود (پرنده ی اندیشه ی تو از قلبت فرمان می گیرد)
  • عامل سازنده ی باور و روحیه و عامل خلق مجدد انسان ضمیر ناخودآگاه است.
  • هر لحظه فکرتو راضمیرناخودآگاه ثبت و ضبط می کند و روحیه می سازد و برعکس می تواند روحیه را تخریب کند.
  • هر فکری فرمانی به ضمیر ناخودآگاه است.
  • روحیه ات را بساز.

چگونه روحیه را بسازیم؟ :

  • انسان با روحیه یک انسان مثبت است.
  • هیچ وقت منفی نمی اندیشد و از خوشبختی ها سخن می گوید.
  • عامل سازنده ی روحیه چیست؟ « ضمیر ناخودآگاه »

 مدیریت روحیه :

 اصل اول :

  • استفاده از قدرت تمرکز
  • به هر شئ در این دنیا تمرکز کنی عکس العمل های فیزیکی و درونی تو متناسب با آن عمل خواهد کرد.
  • همیشه به خاطرات خوبت فکرکن و اگر خاطره ای بیاد نداری به خاطرات آینده و زیبای خودت بیندیش.
  • با تحلیل در خاطرلا آینده هم روحیه ات شاد می شود هم به آن ها می رسی. (مطمئن باش)

 اصل دوم :

  • استفاده از قدرت سوال
  • چگونه می توانم به وصال محبوبم برسم؟
  • چگونه زندگی عالی داشته باشم؟
  • چگونه؟      چگونه؟      چگونه؟
  • کیفیت زندگی انسان ها به سوالاتی بستگی دارد که از زندگی خود می کنند.


عامل سازنده ی باور مانند عامل سازنده ی روحیه فقط ضمیر ناخودآگاه است. برای ساختن أسمان خراش ۱۰۰طبقه ی باور هایمان باید ابتدا از زیربنا و پی شروع کنیم.

زیربنای آسمان خراش اعتماد بنفس و باور از خود است.اعتماد بنفس از عزت نفس شروع می شود. احساسی که از خود داری همان عزت نفس است. چقدر به خودت احترام می گذاری؟ تو چه کسی هستی؟ باید به پاس این سوال درون خود بگویید که : من قائم مقام خدای متعال و رحمان هستم.

امروز خودت را دوباره و از نو تعریف کرده ای و تو اسم جدیدی داری.

« انسان است و اعتماد بنفسش »

 

«  ساختن اعتماد بنفس  »

 ۳۰ اصل از اصول اعتماد بنفس :

 اصل اول :

 (به زودی؟.....)

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 آبان1391ساعت 2:0 PM  توسط سید عباس موسوی  |